تبليغاتX
۩ همه چی به جز هیچ چی ۞۞ کرکر خنده ۩

۩ همه چی به جز هیچ چی ۞۞ کرکر خنده ۩

۞ جک / کرکر خنده! ۞ عکس های جالب / کاریکاتور ۞ دانستنیهای علمی ۞ داستان کوتاه

 
لطفاً تا لود شدن کامل وبلاگ صبر کنید
      
  

*ابتدا لرزش صفحه، لود شدن عکس ها / لود شدن ساعت آنالوگ / آمارگیر وبلاگ /  نظرسنجیها /

 

برای خواندن تمام مطلب مربوط به یک موضوع (مثلاً فقط عکس ها و یا فقط جک ها...)

به قسمت آرشیو موضوعات رجوع کنید

 

 

 

برای مشاهده بهتر وبلاگ از اینترنت اکسپلورر استفاده کنید

 

(ترجیحاً ار ورژن ۷ یا ۸)

 

 طراحی قالب برای وبلاگ شخصی تان بصورت رایگان پذیرفته میشود.

فقط توجه داشته باشید که قسمت بنر وبلاگ تحت عنوان طراح قالب درج خواهد شد.

 

 

ضمناً در آخر هر پست قسمتی به نام نظر بدهید وجود دارد

(نکته اخلاقی: نظر یادت نره!!!)

 

 

برای انتخاب این وبلاگ بعنوان وبلاگ برتر ماه روی عکس زیر کلیک کنید...

(اگه این عکس لود نشد به عکس قسمت منوی وبلاگ رجوع کنید)

Top Blog
نوشته شده در چهارشنبه دوم شهریور 1390ساعت 6:3 بعد از ظهر توسط احسان|

اولین پست خنده دار بعد از سربازی!

جلسه ی خواستگاري... بعد از نيم ساعت سكوت

 

مادر داماد : ببخشين ، كبريت دارين؟

خانواده عروس : كبريت ؟! كبريت براي چي!؟

مادر داماد : والا پسرم مي خواست سيگار بكشه...

خانواده عروس : پس داماد سيگاريه....!؟

مادر داماد : سيگاري كه نه.. والا مشروب خورده ، بعد از مشروب سيگار مي چسبه...

خانواده عروس : پس الكلي هم هست..!؟

مادر داماد : الكلي كه نه... والا قمار بازي كرده و باخته ! ما هم مشروب داديم بهش كه يادش بره

خانواده عروس : پس قمارم بازي مي كنه...!؟

مادر داماد : آره... دوستاش توي زندان بهش ياد دادن...

خانواده عروس : پس زندانم بوده...!؟

مادر داماد : زندان كه نه... والا معتاد بوده ، گرفتنش يه كمي بازداشتش كردن...

خانواده عروس : پس معتادم بوده...!؟

مادر داماد : آره... معتاد بود ، بعد زنش لوش داد...

خانواده ي عروس : زنش !!!؟؟؟

 

 نتيجه اخلاقي : هميشه موقع خواستگاري رفتن كبريت همراهتون داشته باشين!

 

نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 7:49 بعد از ظهر توسط احسان| |

سلام به دوستای گلم......

دوره کد تموم شد.

قراره که بعد بیستم همین ماه امریه ها بیان که کجا افتادیم. من که فکر میکنم میافتم شهر خودم. حس ششم ام اینو میگه

 

سعی میکنم هر هفته یکبار آپ کنم تا بخونین و بخندین و جیگرتون حال بیاد. اما چون توو ایام فاطمیه هستیم اولین پست بعد از سربازیم رو نگه میدارم برای هفته بعد.

بازم مثل همیشه بهم سر بزنین... موفق باشین. فعلاٌ

نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت 9:36 قبل از ظهر توسط احسان|

با سلام خدمت دوستان عزیزم

سال نو را به شما و خانواده محترمتون تبریک میگم

 

 

 

 

نوشته شده در جمعه بیست و ششم اسفند 1390ساعت 8:41 قبل از ظهر توسط احسان|

سلام عرض میکنم خدمت دوستای عزیزی که من رو طی این دو ماه فراموش نکردن. قربون همتون. همیشه به یادتونم . /

اومدم بگم دو ماه دوره آموزشی هم تموم شد... انگار همین دیروز بود که داشتم پست میذاشتم که دارم میرم..... چه زود گذشت. خیلی زود گذشت.

یاد این جمله میفتم که .... خیلی زود دیر میشه  ... مگه نه؟!

دوره کد خوردم. اکثر بچه هایی که رشتشون برق بوده دوره کد خوردن. فعلاً دو ماه هم مهمون اصفهانیهای عزیز هستیم و قراره دهم همین ماه خودمونو به مرکز توپخانه اصفهان معرفی کنیم.

باز هم خواهش میکنم که فراموشم نکنین. موفق باشین.

 

.:. قربون همتون .:.

 

نوشته شده در چهارشنبه سوم اسفند 1390ساعت 10:3 بعد از ظهر توسط احسان| |

سلام به شما دوستای گلم

امروز ساعت ۴ عصر مرخصی گرفتم زدم بیرون

لامصبها مرخصی نمیدنننننننننن  سه شنبه یه امتحان کتبی از همه گرفتن. همه بچه ها به شوخی گرفته بودن. منم مثله بقیه بچه ها !  اما تا جاییکه دانستنی های رزم مقدماتی سرباز رو خونده بودم ورقه رو پر کردم. همه فکر میکردن سوالها ۴گزینه اییه. اما تشریحی بود.

۱۰تا سوال ! هر کدم ۱۰ نمره. یعنی ورقه از ۱۰۰نمره بود.

۴شنبه همه اونایی که متاهل بودن رو فرستادن مرخصی. منو نفرستادن  مجردم !

۵شنبه هم خبر دادن اونایی که نمرشون بیشتر از ۸۰ شده میفرستن مرخصی. اسم منم بین اون ۳۰ نفری بود که نمرمون بیشتر از ۸۰ بود. گفتم حالا که اومدم خونه و تا ۱شنبه هستم یه سری هم به وبلاگ بزنم. به همه بچه هایی که بهم کامنت داده بودن جواب دادم و ازشون تشکر کردم.

خداییش سربازی خیلی حال میده اما بعضی وقتا که فرمانده قاط میزنه و تنبیه میده بدجور اذیت میشم. تنبیه ها خیلی سنگینن. پامرغی... بشین برپا ... رژه با نظر به راست (۳ ساعت) ...

به هر حال..

یه دستی هم به سر و روی وبلاگ کشیدم. گفتم یکم بهش برسم و عکسایی که لود نمیشدن رو دوباره آپلود کردم. دلم واسه وبلاگم و همه دوستام تنگیده بود... قربون همتون

 

راستی.... ریزش برف وبلاگ رو هم حذف کردم. فکر میکنم درست کار نمیکرد چون وقتی برف میبارید وبلاگ مثه خری میموند که توو گل گیر کرده!!!!

من بای بای ! ایشالا پایان دوره که بازم میفرستن مرخصی میام بهتون سر میزنم.

نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت 9:59 بعد از ظهر توسط احسان| |

سلام بچه ها

اومدم بگم دیماه میرم سربازی....همین

 

عکسهای وبلاگ هم که کلا به هم خورده :)))) مهم نیست. به بزرگی خودتون ببخشین. فکر کنم سایتی که عکسامو تووش آپلود کرده بودم مثه خودم ترکیده

اینروزا که په نه په (پــَ نــَ پــَ) مد شده میخوام ستاد مبارزه با فتنه ی پــَ نــَ پــَ رو براتون بذارم. فکر کنم آخرین پستم قبل از برگشتن از آموزش باشه که حدوداً دو ماهه

امیدوارم خوشتون بیاد. من که کلی خندیدم

برین ادامه مطلب....


۞ ادامه مطلب ۞
نوشته شده در پنجشنبه دهم آذر 1390ساعت 4:1 قبل از ظهر توسط احسان| |

سلام

خوبین؟ خوشین؟

توروخدا فحش ندین.... آره میدونم.

خیــــــــــــــــــلـــــــــــــی دیر کردم...

 آپ نمیکنم ازم خبری نیست نت نمیام.... میدونم

اومدم بگم یه خبر بدی دارم. کنکور ارشد قبول نشدم

تا دوماه دیگه میشم سربازفراری! کچل میشم!!!

میرم خدمت مقدس سربازی. شاید دیگه تا یکسال آپ نکنم. یعنی نمیتونم که آپ بکنم. اما سعی میکنم بهتون سر بزنم. هرموقع آپ کردین خبر بدین. میام وبلاگتون

یه نفر هم واسه همیشه بای داد رفت !  به انگلیشی زده: شرمنده! بسته شد ...

خیلی دلم گرفت. از شما چه پنهون  شاید بخاطر همین موضوع باشه که دیگه حوصله نت رو ندارم...

نمیدونم ...

 

به هر حال... شما هروقت آپ کردین خبر بدین میام بهتون سر میزنم.

قربونش بچسبونش !

فعلا...

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم شهریور 1390ساعت 4:55 بعد از ظهر توسط احسان| |

 

شب عفو است و محتاج دعــایم

ز عـمـق دل دعـــــایــی کـن بــرایم

اگر امشب به معشوقت رسیدی

خــــــدا را در میـــان اشـــک دیــدی

کمی هم نزد او یــــادی ز ما کن

کمی هـــــم جای ما او را صــدا کن

بگو یـا رب فلانی رو ســیاه است

دو دستش خالی و غرق گناه است

بگو یا رب تــویی دریای جـــوشان

در این شب رحمتت بر وی بنوشان

 

 

التماس دعا.....

 

نوشته شده در دوشنبه سی و یکم مرداد 1390ساعت 3:41 قبل از ظهر توسط احسان|

ســــــــــــــلام

کارت گرافیکم رو امروز صبح تحویل گرفتم.

بابت غیبت چند روزه ام معذرت میخوام.

امیدوارم طاعات و عباداتتون مورد قبول حق قرار گرفته باشه.

 

 

فقط چند تا نکته میخواستم عرض کنم:

 

- دوستای خوب و قدیمی و نزدیکم میدونن که من وقتی آپ میکنم به کسی خبر نمیدم. تعداد لینکام زیاده تا بیام به همه شون خبر بدم پدرم درمیاد. خودتون هر ۳روز یه بار بهم سر بزنین. مرســـــــــی

 

- یکی داره به اسم من به بقیه (البته تا اینجا فقط یه نفر!) چرت و پرت میگه. باز هم تکرار میکنم....من به کسی کامنت ناجور و بی ربط ندادم و نمیدم. اینجور کامنتها از طرف من نیست.

 

- هر کسی که آپ کرد بهم خبر بده تا بیام وبلاگش و بهش کامنت بذارم. از دوستان تازه وارد اگه کسی خواست لینک بشه بهم کامنت بده تا با افتخار لینکش کنم.

 

- ممنون از این همه لطف و محبتی که بهم دارین. کامنت و امتیاز یادتون نره.

 

برای خواندن پست جدید به ادامه مطلب برین....

در ادامه مطلب:

به مرد بودن خود افتخار کنید ....!!!


۞ ادامه مطلب ۞
نوشته شده در سه شنبه هجدهم مرداد 1390ساعت 11:7 بعد از ظهر توسط احسان| |

التماس دعا

نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390ساعت 3:4 قبل از ظهر توسط احسان|

خجالت میکشم سلام بدم!

... سلام

خوبین؟

از همه دوستایی که بهم لطف داشتن و توو این مدت فراموشم نکردن تشکر میکنم

بخاطر غیبت چند روزه ام معذرت میخوام

راستش نمیخوام بهانه تراشی کنم.... اما راستشو بخواین کارت گرافیکم سوخته بود نمیتونستم بیام نت. و تا الان هم درست نشده و به دستم نرسیده.

این پست رو هم حالا توو کافی نت دارم مینویسم. حتی از نتایج تاپ بلاگر هم اطلاع نداشتم که اونو هم الان دیدم. بخاطر کم کاری این ماه دوم شدم. اما سعی میکنم مرداد ماه مثل خرداد اول شم. اما به کمک شما نیاز دارم.

ممنون که هیچوقت فراموشم نمیکنین. هر سه روز یه بار آپ میکنم. فقط منتظرم سیستم بیفته دستم...!!!

بدرود

نوشته شده در دوشنبه دهم مرداد 1390ساعت 12:55 بعد از ظهر توسط احسان| |

سلاااااااام

خوبین؟

ممنون که بهم سر میزنین و فراموشم نکردین... حتی با اینکه وقتی آپ میکنم خبر نمیدم.... مرسیییی

یه خواهش کوچولوی دیگه ای هم داشتم. به امتیازهایی که دادین و میدین نیاز دارم...

از لطفتون بی نهایت سپاسگزارم!

و یک عرض دیگه...... یه نفر با اسم نامشخص از طرف من به بعضی از وبلاگها کامنت داده که : توروخدا بیاین امتیاز بدین... به امتیازتون نیاز دارم و ....

من نمیدونم کار کیه... و نمیخوام هم بدونم اما از این کارش خوشم نیومد. اما به هر حال ممنون که بهم لطف دارین.

حالا برین ادامه مطلب و این پست رو بخونین و حال کنین. 


Top Blog

۞ ادامه مطلب ۞
نوشته شده در دوشنبه سوم مرداد 1390ساعت 4:12 بعد از ظهر توسط احسان| |

سلام بچه ها خوبین؟

امروز با یه پست باحال اومدم!

اما قبلش میخوام عرض کنم که به شدت به رای هاتون نیاز دارم

خیلی کم لطف شدیناااااا

آفرین!!!!

برین ادامه مطلب و امتیاز هم یادتون نره.


۞ ادامه مطلب ۞
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390ساعت 3:15 بعد از ظهر توسط احسان| |

مکان خیانت: محوطه دانشگاهمون!

فرد خیانت کننده(سمت چپ): سهیل!

فرد خیانت کننده: (وسطیه): شهرام!

فرد از همه چی بی خبر: محمد!

شکار کننده صحنه خیانت: احسان ۷خط

برای دیدن تصویر در اندازه واقعی به ادامه مطلب برین و سیو کنین...

این عکسو گذاشتم تا عبرتی برای کسانی باشه که خیانت می کنند

دلم واسه دانشگاه و درسامون تنگ میشه...!

کارشناسی هم با خاطرات تلخ و شیرین خودش تموم شد.

ایشالا ارشد... بگو ایشـــــــــــالللللللللــاااااااااا

 


۞ ادامه مطلب ۞
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390ساعت 1:45 بعد از ظهر توسط احسان| |

7khatt: طراح قالب